|
|
|
|
|
تقدیم به چشمهائی که در راه ماندند و دلهائی که آنها را راندند تقدیم به اشکهایی که غرورشان شکست و عهدهایی که کسی آنها را نبست
وای بر حال آنکه در عشق پایبند نظم و ترتیبی است و اما تو قرار نبود آن وقت های تو جایشان را با این وقت های من عوض کنند قرار نبود عشق هم مثل گیلاس و بوسه و تعطیلات تابستان اولش قشنگ باشد قرار نبود کسی سختش باشد بگوید دوستت دارم قرار نبود کسی به هوای نشکستن دل خودش بماند قرار تنها بر بی قراری بود و بس گمان نمیکنم گناه من سنگین تر از نگاه تو باشداما یقین دارم که کودک دلت کمتر از پیش بهانه ی لالائی های شعر گونه ام را می گیرد مهم نیست فقط یک چیز مهم است اگر اتفاقی که نباید بیفتد افتاد تنها برایت می نویسم خودت خواستی تقصیر من نبود زیر سایه ی امن ترین سایه بان هستی دلواپس دلواپسی هایت هستم فرناز |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه دهم آذر 1384ساعت 12:26 توسط فرناز
|
|
||