|
|
|
|
|
عزیزم قلب من رو به تو پرواز دارد
هر چه تصادف و سرنوشت و طبیعت به من داده به قلبم بخشیده ام و حالا می خواهم قلب سمج و ناشناس خود را به طرف تو پرتاب کنم و این خیال مدتهاست که ذهن مرا تسخیر کرده میدانم که بزرگتر از تصور تو و احساس مردم هستم و به تو میگویم چطور اما هیهات که بخت من و بیگانگی من با دنیا امید نوازش تو را به من نمیدهد چقدر تنهام کاش فقط می دانستی که چقدر دوستت دارم یه روز تو پائیز که غمت سر به سر دل میذاره فرناز همون کسی که بیشتر از همه دوستت داره |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه ششم آذر 1384ساعت 15:42 توسط فرناز
|
|
||