|
|
|
|
|
مرا به یاد بیاور وقتی که رفته ام و راهی سرزمین سکوت شده ام
وقتی که دیگر نمی توانی دستم را در دست بگیری و من نمی توانم میان ماندن و رفتن دودل باشم به یاد بیاور مرا وقتی که دیگر نمی توانی برنامه های روز آینده ات را برایم بگوئی تنها مرا به یاد بیاور دیگر برای هر حرف و نیایشی دیر است و اگر زمانی مرا از یاد بردی و باز به یاد آوردی اندوهگین نباش چون اگر این تاریکی و تباهی مرا رها کند نشانی از افکار گذشته من می یابی اینکه بهتر است مرا فراموش کنی و لبخند بزنی تا اینکه به یاد من باشی اما ساکت و اندهگین |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه هشتم آذر 1384ساعت 12:22 توسط فرناز
|
|
||